ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه
این روزها دور و برم پر شده از آدم‌هایی که از لابلای کلماتشان بوی مالکیت نمی‌آید. کسانی که وقتی از تحریم‌ها و جنگ احتمالی حرف می‌زنند مرجع ضمیرهایشان سوم شخص است نه اول شخص. نمی‌گویند ما را تحریم کرده، می‌گویند «سپاه را تحریم کرده»، «ایران را تحریم کرده»، «قصد حمله به ایران را دارد»، «ایران را تهدید می‌کند»، «عمان جواب این‌ها را داده است». خیلی زحمت و مهارت و زمان می‌خواست که ضمیر «ما» را از این فرهنگ محو کنند که کردند؛ که صد آفرین به انجام این کار نشدنی؛ که هزار تبریک از اینکه توانستند ما را از کشورمان جداکنند که حالا بتوانیم به راحتی بگوییم «دم ترامپ گرم. همین‌طور دارد همه سوراخ سمبه‌های این‌ها را می‌گیرد. خوب دست روی گلویشان گذاشته است و می‌فشارد». خیلی‌هایمان در گوشه‌های گرگ و میش روح و ضمیرناخودآگاهمان پذیرفته‌ایم که اینجا دیگر خاک ما و مُلک اجدادی و مام میهن‌مان نیست. اینجا تمام و کمال متعلق به «از ما بهتران» است. کسانی که خاکش را می‌فروشند، آبش را می‌فروشند، نفتش را می‌فروشند، گازش را می‌فروشند، شرفش را می‌فروشند، غیرتش را می‌فروشند، هیبتش را می‌فروشند، حرمتش را می‌فروشند، مردش را می‌فروشند، زنش را می‌فروشند، مغزش را می‌فروشند، عشقش را می‌فروشند. جا داشت که در مقابل کتاب «هنر معامله»، جناب میتیکومون هم کتابی با عنوان «هنر فروش» می‌نوشتند. البته هزار قرآن به میان، گلاب به رویشان، دور از جان و جهانشان و بلانسبت ایشان که مقامشان اجل از انتقاد و پیشنهاد و سوال و خطاب و شنیدن و مداراست. که همان یکی-دو باری هم که به خاطر من و شما و مردم لطف کردند و تصمیمی گرفتند، برایشان شوکران و هلاهل بود و جام زهر.
خلاصه هرچه که کردند و خوردند و زدند و بردند و دادند و گرفتند نوش جانشان. فقط خواهشاً اگر کسی آمد و پشت دروازه‌های قلعه صف کشید، نیایند و از ناموس و سرزمین و وطن و مقام شامخ شهادت و دست و سر بریده دُرفشانی نکنند و حرمت این واژه‌ها را نریزند. ما که به هرحال دندمان نرم و چشمان کور می‌رویم و می‌ایستیم. اما دست کم به عنوان خواسته دم مرگمان تو را به خدا برای همان چند لحظه ما را خر فرض نکنید. فکر نکنید که گولمان زدید. فکر نکنید که توله‌هایتان را فرستاده‌اید آن‌سر دنیا لای لعبتکان بغلتانیدشان و تاوان گُنده‌گویی‌هایتان را در پاچه امثال من کردید. خاک این سرزمین دو سومش از آن روی بیابانی است که هماره با خون سیراب شده و گیاهانش شرم دارند که از آب آغشته به خونش بنوشند و شاخ و برگ برویانند. کاش قدری از این حیا را شما می‌داشتید. فقط کاش.

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

علی رجبی مقدم ابديت ايران نايس Jake آبیک نیوز: رسانه عکس و فیلم از شهر آبیک آویـــــــنا هک فروت کرفت درمان بیماریها بزرگترین فروشگاه بازی های PC و موبایل